بررسی عملکرد راهنما معلمان روستائی و نقش آنان در بهبود روشهای تدریس آموزگاران ابتدایی مناطق روستایی
مقدمه
امروزه در تمام كشورهاي جهان آموزش و پرورش داراي ارزش قابل ملاحظه اي است و كليه متخصصان نقش آنرا در رشد و توسعه اقتصادي ، فرهنگي، اجتماعي و سياسي حائز اهميت مي دانند، بدين جهت صاحبنظران تعليم و تربيت معتقدند كه براي دستيابي به اهداف آموزشي، مديران و معلمان و دست اندر کاران امر تعلیم وتربیت بايد از شايستگي ها و آمادگيهاي لازم برخوردار باشند.
در جوامع عقب افتاده به علل گوناگون به تعلیم وتربیت کیفی مردم توجه نمی شود. این امر ممکن است به دلیل فقر فرهنگی ، فقر اقتصادی ، کمبود نیروی انسانی متخصص ، یا عدم آگاهی مدیران و رهبران آن جوامع از اهمیت تعلیم وتربیت و نقش تعیین کننده آن در جامعه باشد. جوامع پیشرفته یا در حال رشد و توسعه سریع دارای برنامه های مدون ، بلند مدت ، و آینده محوری هستند که با تغییرات و تحولات ملی و جهانی همسویی دارد. از اینرو پویایی و انعطاف پذیر بودن برنامه ها از اصول پذیرفته شده در اینگونه جوامع محسوب می شود.
در حقیقت ، اگر آموزش وپرورش در کشورها با تغییرات و تحولات جهانی در زمینه های علوم و تکنولوژی منطبق نباشد ، بی شک پاسخ گوی نیازها وانتظارات آتی جامعه نیز نخواهد بود. همسو وهمگام نشدن آموزش وپرورش با تغییرات وتحولات علمی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی وتکنولوژیک جامعه موجب عدم تجانس در کل نظام جامعه می شود. به اعتقاد دانشمندان هنگامی می توانیم ادعا کنیم که نظام آموزش وپرورش جامعه ای متحول شده است که بتوانیم تغییرات قابل توجهی را در افراد ، نهادهای اجتماعی ، سیستم اقتصادی ، نظام ارزشی و کل نظام جامعه مشاهده کنیم .
مدیران و رهبران آموزش و پرورش ، متخصصان تعلیم وتربیت ، برنامه ریزان آموزشی ، محققان تربیتی ، معلمان و راهنمایان آموزشی از کسانی هستند که در ایجاد یا هماهنگی این تغییرات وتحولات وظایفی را بر عهده دارند. وظیفه این افراد ایجاد تغییرات واصلاحات در برنامه های آموزشی و انطباق این برنامه ها با نیازها و انتظارات دانش آموزان و جامعه و هماهنگی آموزش و پرورش با جامعه است. در این بین راهنمایان آموزشی وظایفی حساس و مهمی را در چهارچوب های معینی در آموزش و پرورش بر عهده دارند.
بیان مسئله
تعلیم وتربیت در دنیای امروز مفهومی متفاوت با گذشته دارد. تحول علم و فناوری ، ضرورت تحول در فرایند فعالیتهای آموزشی را انکار ناپذیر ساخته است. هرگز نمی توان با طرز تلقی گذشته و سوگیری های کهنه به دانش آموزان و تربیت آنها نگریست. نظامهای آموزشی امروزی ، باید نیروهایی را تربیت کنند که در درک دنیای پیچیده موجود توانمند و در مدیریت و رهبری آن خلاق و مبتکر باشند و منطقی رفتار نمایند.
تربیت انسانهای متفکر و خلاق روش خاص خود را می طلبد. قالبها و چهارچوب های گذشته هرگز نمی توانند چنین بستر و موقعیتی را فراهم سازند. متاسفانه در بسیاری از نظامهای آموزشی به دلیل گسترش و توسعه سریع مدارس ، و به کار گیری نیروهای اجرایی غیر متخصص و تربیت نشده عاداتی نا مطلوب بر فرایند تدریس حاکم شده است ، مخصوصا آندسته از عادتهای غلطی که جانشین همفکری تعامل و مشارکت دانش آموزان در کلاس درس شده اند ، و هر گونه آزادی اندیشه ، نقادی و نوآوری را از آنان گرفته اند و به جای استفاده از روشهای جدید تدریس ، بر اجرای روشهای سنتی پافشاری می کنند.
آموزش و پرورش دوره ابتدايي بعنوان اولين دوره آموزش عمومي وظيفه دارد، دانش آموزان را براي ورود به زندگي اجتماعي آماده نمايد. با توجه به ويژگيهاي دانش آموزان در اين دوره نقش معلمان ابتدايي از اهميت ويژه اي برخوردار است. لازم است معلمان اين دوره اطلاعات وسيعي در زمينه روانشناسي تربيتي، روانشناسي رشد، كليات روشها و فنون تدريس، رسانه ها و مواد آموزشي، مشاوره و راهنمايي، سنجش و اندازه گيري و مفاهيم علمي مربوط به هريك از مواد درسي دوره ابتدايي داشته باشند.
بنابراین ، یکی از ضروری ترین تحولات در نظامهای آموزشی ، تحول در نگرش و روش تدریس معلمان و مدیران اجرایی نظام آموزشی است. برای دستیابی به چنین تحولی معلمان باید دانش و بینشی صحیح از نظریه ها و راهبردهای مختلف آموزشی داشته باشند ؛ زیرا نظریه ها و رویکردهای تحول آفرین در فرایند اجرا ، با استفاده درست از راهبردهای یاددهی – یادگیری هویت می یابد ، و کارایی و مفید بودنشان مشخص می شود. بهترین برنامه های درسی در فرایند اجرای نا مطلوب ممکن است به انحراف کشیده شود و نتیجه معکوس به بار آورد.
نظارت و راهنمايي آموزشي كليهي كوششهاي مسوولانِ برگزيدهي مدرسه در راستاي فراهم آوردن زمينهي رهبري براي معلمان و ساير كاركنان درجهت اصلاح و بهبود امر تدريس است كه متضمن تشويق ، رشد و پيشرفت حرفهاي ، انتخاب و تجديد نظر هدفهاي آموزشي ، مواد و ابزارهايآموزشي ، تدريس و ارزشيابي از تدريس است.
نظارت و راهنمايي ، يك فرآيند آموزشي است كه در آن فردي كه داراي علم و مهارت بيشتري ميباشد ، مسووليت تربيت و آموزش فرد ديگري را به عهده دارد كه كمتر داراي اين عناصر ميباشد . (رابينسون 1963) در جامعههاي پيشرفته ؛ مديران و رهبران آموزش و پرورش ، متخصصان تعليم و تربيت ، برنامهريزان آموزشي ، محققان تربيتي ، معلمان و راهنمايان آموزشي از كساني هستند كه در ايجاد يا هماهنگي تغييرات و تحولات ، وظايفي را به عهده دارند وظيفهي اين افراد ايجاد تغييرات و اصلاحات در برنامههاي آموزشي و انطباق اين برنامهها با نيازها و انتظارات دانشآموزان و جامعه و هماهنگي آموزش و پرورش با جامعه است. بدون وجود آنان تحقق هدفها بعيد به نظر ميرسد.
از آنجا كه كيفيت يادگيري شاگردان به طور مستقيم به كيفيت آموزش مربوط مي شود، كمك به معلمان در رشد شايستگي ، براي بهبود آموزشي يك نقش عمده راهنمايان تعليماتي يا ناظران است. راهنمايان مي توانند به طرق مختلف شايستگي هاي معلمان و روشهای تدریس آنان را بهبود بخشند. و ضرورت دارد معلمان آنان را بعنوان مرجعي ارزشمند محسوب نمايند.
از راهنمايان آموزشي انتظار ميرود ، مهارت بالايي در روابط انساني و ويژگيهايي نظير عطوفت ، مهرباني ،صميميت ، صبر و خوشرويي از خود نشان دهند و در ؛ برنامههاي آموزش عمومي ، آموزش حرفهاي قبل از خدمت ، در زمينهي رشته تحصيلي ، برنامه كارشناسي ارشدِ نظارت ، تجربهي موفق تدريس ، نظريههاي يادگيري و روانشناسي تربيتي ، فلسفهي آموزش و پرورش ، تاريخ تعليم و تربيت ، نقشِ مدرسه و جامعه ، تدوين برنامههاي درسي ، پويايي گروه ، همايش و مشاوره و ارزيابي عملكرد معلم و راهنمايان آموزشيِ مخصوص مدرسه بايد به توسعهي برنامههاي درسي بپردازند ، به معلمان در توليد مواد آموزشي و برنامههاي درسي كمك كنند ، براي پيشرفت كادر آموزشي برنامهريزي كنند و به معلمان كمك نمايند تا روشهاي تدريس خود را بهبود بخشند.
در مدرسهاي كه معلم و راهنماي آموزشي يكديگر را ميپذيرند ، نتايج مطلوبتري به دست خواهد آمد. از ويژگيهاي مدارس موفق اين است كه فردي ، مسوولِ فرآيند عملِ نظارت و راهنمايي باشد ، زيرا موفقيت هر مدرسه مستلزم برنامهي نظارت و راهنمايي اثربخش است .
مهمترین جنبه هایی که می توان در این پژوهش بعنوان عملکرد معلمان راهنما به آنها اشاره نمود شامل موارد زیر می باشند، که در پژوهش فوق بعنوان مؤلفه های ارزیابی عملکرد راهنما معلمان مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
برنامهريزي آموزشي: راهنمايآموزشي در تدوين و توسعهي برنامهها و خطمشيها با ديگر كارشناسان و متخصصان همكاري نزديك دارد.
توسعه و تحقق برنامههاي درسي: مسوليت اجراي مؤثر فعاليتهايي كه به تحقق هدفهاي برنامهي درسي منجر ميشود با راهنماي آموزشي ، مدير و معلم است . راهنماي آموزشي در طراحي ، اجرا ، ارزشيابي و توسعهي برنامههاي درسي و نيز ارايهي كمكهاي موردنياز با معلم همكاري نزديك و حرفهاي دارد.
نظارت و هماهنگي: حصول اطمينان از نيل به هدفهايي كه نظام براي آموزش و پرورش تعيين كرده بر عهدهي راهنمايان آموزشي است كه با معلمان به طور مستقيم همكاري دارند .
رهبري آموزشي: وظيفهي اصلي راهنمايان ، همكاري حرفهاي با معلمان و ارايهي رهنمودها و راهبردهايي است كه به معلمان كمك ميكند كارشان را بهتر انجام دهند .
ايجاد انگيزه: وظيفهي مديران و راهنمايان اين است
كه براي تأمين انگيزهها و هدفهاي معلمان فرصتهاي لازم را فراهم كنند . نظرخواهي
از معلمان ، مشاركت دادن آنان در تصميمگيريها ، سهيم كردن آنان در ادارهي امور
آموزشي مدارس ، توجه به نيازهاي حرفهاي و كمك به رشد و پيشرفت آنان ، تشويق و
حمايت از آنان در مواقع ضروري و جلب اعتماد و احترام آنان از روشهايي است كه
انگيزههاي قوي در كار معلمان ايجاد ميكند .
بهبود روش تدریس: راهنماي تعليماتي (آموزشي) در نقش معلمي ، روشهاي نوين تدريس را
براي معلمان اجرا ميكند و از آنان ميخواهد كه روشهاي جديد را به كار گيرند و
نتايج آن را در كلاس درس مطالعه و بررسي كنند . تحقيق دربارهي روشهاي مؤثر و
سودمند و قرار دادن آنها به جاي روشهاي متداول و كماثر از وظايف راهنمايان
آموزشي است .
پيشرفت حرفهاي: راهنمايان آموزشي بايد در ايجاد زمينه و فرصت مناسب براي پيشرفت حرفهاي معلمان كوشش نمايند . همچنين بايد سعي كنند از طريق آموزشهاي ضمن خدمت آنان را در مسير پيشرفت حرفهاي قرار دهند تا به سطوح بالاتر ارتقا پيدا كنند . البته زماني برنامهي نظارت و راهنمايي آموزشي ، نتايج مطلوبتري دارد كه خود معلمان نيز بخواهند به پيشرفت حرفهاي خود كمك كنند.
اجراي پژوهشهاي عملياتي و كاربردي: در نقش تحقيقاتي ، راهنماي آموزشي مبتكر و مروج تحقيقات در آموزش و پرورش است . راهنماي آموزشي بايد سعي كند امكانات لازم براي اجراي طرحهاي تحقيقاتي مشترك معلمان را فراهم كند و به عنوان راهنما و مشاور تحقيقاتي ، هماهنگيهاي لازم را بين معلمان به وجود آورد.
تا به امروز تحقیقات و پژوهشهای مختلفی در مورد عملکرد معلمان راهنما و نقش آنها در فرایند تدریس معلمان و متغیرهای دیگرانجام پذیرفته که در این مرحله به چند مورد آنها اشاره می گردد.
ميزان آگاهيها و مهارتها شغلي معلمان راهنما نميتواند پاسخگويي نيازهاي شغلي معلمان در حد مطلوب باشد. همچنين نتايج نشان داد كه معلمان راهنما بيشترين ضعف را در زمينه رشد معلمان داشتهاند.
بين ديدگاه مديران و معلمان نسبت به عملكرد راهنما- معلمان تفاوت معنيداري وجود دارد. معلمان عنوان كردهاند كه راهنما- معلمان در توجيه معلمان جديدالاستخدام، نوشتن طرح درس ، نظارت ، كمك به شيوه تدريس هيچگونه اقدامي بعمل نميآورند.
راهنما معلمان در مواردی مانند: نظارت بر كاركنان دبستانها و كوكستانها و ارزيابي از كار آنها. نظارت بر حضور غياب كاركنان آموزشگاهها. بازديد از كلاسهاي تحت پوشش. كمك به مديران مدارس در امر مديريت و هدايت معلمان.موفق بوده اند. و در انجام وظايف: تشكيل جلسات تدريس نمونه براي معلمان. كمك به معلمان در حل مسائل آموزشي و پرورشي كودكان و اصلاح رفتار نابهنجار آنها. نظارت دقيق بر امر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان. انتقال آخرين داده هاي علمي به معلمان. نظارت دقيق بر حسن اجراي امتحانات.موفق نبوده اند.
بين فلسفه تربيتي معلمان راهنما و عملكرد آنان همبستگي مثبت وجود دارد . از سوي ديگر معلمان راهنماي داراي فلسفه تربيتي ماهيت گرا عملكرد بهتري از خود نشان مي دهند . نتيجه ديگر تحقيق حاكي از آن است كه معلمان راهنماي داراي فلسفه تربيتي تجربه گرا يي عملكرد متوسطي دارند. جدول همبستگي نشان داد كه هر چقدر از فلسفه ماهيت گرايي به سوي وجود گرايي ميل نمايد ، عملكرد معلمان راهنما نيز افزايش مي يابد.
بررسي شاخصهاي موفقيت معلمان راهنما در رابطه با پيشبرد اهداف آموزشي در مدارس ابتدايي مازندران به نتایج زیر دست یافت: بين موفقيت معلمان راهنما و بهسازي تدريس رابطه وجود دارد . بين موفقيت معلمان راهنما و برقراري روابط انساني مناسب با معلمان ابتدايي رابطه وجود دارد . بين موفقيت معلمان راهنما و رشد و پيشرفت شغلي معلمان ابتدايي رابطه وجود دارد . بين موفقيت معلمان راهنما و تجربه تدريس آنان رابطه وجود دارد .
در تحقيقی كه به عنوان بررسي ميزان انطباق وضع موجود آگاهيها و مهارتهاي شغلي معلمان راهنما با وضع موجود در آموزش وپرورش استان ايلام انجام داده نتايج زير بدست آمده است : وظايف و مسئوليتهاي معلمان راهنما تعيين شده است . معلمين راهنما با وظايف و مسئوليتهاي خود آشنايي كافي ندارند . ميزان آگاهي ها و مهارتهاي شغلي معلمان راهنما در وضع موجود با وضع مطلوب انطباق ندارند . ميزان آگاهي ها و مهارتهاي شغلي معلمان در وضع موجود مي تواند پاسخگوي نيازها و حل مشكلات آموزشي معلمان باشد . عدم تجربه كافي ، عدم تسلط بر روشهاي تدريس ، عدم بازديد بموقع ، نا آشنايي با شيوه هاي ارزشيابي ،عدم برخورد مناسب از عمده ترين ضعفهاي معلمان راهنما است .
مقایسه نظرات معلمین و مدیران درخصوص عوامل مؤثر بر اثربخشی وظایف نظارتی مدیران باتوجه به سابقه خدمت آنان نشان داد بین نظرات آنان درخصوص عوامل اداری تفاوت وجود دارد. مقایسه نظرات مدیران و معلمان درخصوص عوامل مؤثر بر افزایش اثربخشی وظایف نظارتی مدیران نشان داد بین نظرات آنان در خصوص عوامل آموزشی و ارزشیابی تفاوت وجود دارد. مقایسه نظرات معلمان و مدیران باتوجه به مدرک تحصیلی آنان نشان داد که بین نظرات آنان تفاوت وجود ندارد.
در بررسی وضعیت موجود نظام راهنمایی معلمان ، مولفه مدیریت کلاس و مقررات مدرسه عملکرد موفق تری نسبت به سایر مولفه ها داشته است. در مولفه ارزشیابی از یادگیری دانش آموزان تقریباً عملکردی در حد متوسط اما در زمینه های بهبود مستمر کیفیت آموزشی ، رشد و تعهد حرفه ای در معلم ، ایجاد انگیزه در دانش آموزان ، تعیین اهداف آموزشی و درسی ، ارزشیابی از معلم عملکرد موفقی نداشته است.
در پژوهشی که در مورد بررسی عملکرد معلمان راهنما در مدارس ابتدایی و لزوم بازنگری در وظایف و آموزش دوباره آنان انجام داده است به نتایج زیر دست یافته؛ معلمان راهنما با توجه به نظر معلمان در هیچکدام از زمینه های مورد بررسی اعم از آموزشی، تربیتی، مدیریتی و علمی نه تنها راهنمایی برای معلمان نیستند که بعضا با رفتارهای غیر قابل قبولی از خود بروز می دهند مانع فرایند طبیعی فعالیتهای آموزشی معلمان می شوند.
در پژوهشی که در خصوص نظرات معلمان نسبت به رهبری آموزشی در زمینه ارتباطات، روابط انسانی و مدیریت صورت گرفته نشان دادند که در زمینه تنظیم برنامه آموزشگاه با آنان مشورت نشده است. از شورای معلمان آموزشگاه برای همفکری و همکاری استفاده نشده است. رهبری و اداره مدرسه طوری نبوده است که شوق معلم را در انجام دادن وظایف اصلی معلمی به بهترین وجه بر انگیزد.
در پژوهشی که در خصوص هدایت معلم و تاثیر آن در بهبود جریان یادگیری دانش آموزان انجام داده به نتایج زیر دست یافته است. اکثر معلمان معتقد بوده اند که در انجام دادن اموری که احساس می کرده اند مفید بوده است آزادی عمل نداشته اند. مسئولان اداری آموزشگاه همکاری و مساعدت ممکن را در انجام دادن وظایف آموزشی معمول نداشته اند. کارشان از طرف مدیران و رهبران آموزشی به طور درست ارزشیابی نشده است.
در پژوهشی که در ایالت پنسیلوانیا در بین معلمان انجام شده به این نتیجه رسیدند که تنها 35 درصد از آنان از کمک معلمان راهنما در حوزه آموزش و پرورش بهره مند شده اند و در این رابطه مدیر یا رهبر آموزشی را به عنوان منبع عقاید و نظرهای جدید در ردیف بیست و سوم اهمیت قرار داده اند.
بنابراین با بررسی یافته تحقیقات مختلف در زمینه عملکرد و وظایف معلمان راهنما و نقش انکار ناپذیر معلمان در فرایند تدریس که مجریان اصلی برنامه ها بصورت عملی در کلاس درس با کاربرد بهترین روشهای تدریس می باشند. و برای دست یافتن به پیشرفت همه جانبه در سطوح گوناگون آموزشی و علمی در کشور باید خود را با تغییرات و پیشرفتهای عصر حاضر همگام کنیم ، لازمه این امر آموزش نیروی انسانی مجرب ، ماهر ، متخصص و آگاه به مسائل روز می باشد ، از آنجا که مقطع ابتدایی پایه و اساس نظام آموزشی ما را تشکیل می دهد باید تغییرات و برنامه ریزی خودرا از آن مقطع آغاز کنیم ، از طرف دیگر چون محیط نیز تاثیر بسزایی در تربیت ایفا می کند و محیط های حاکم در روستا ها مطابق و همسو با شهرها از نظر غنای فرهنگی و اجتماعی نمی باشند لذا ما بر آنیم برای مفید و مؤثر بودن محیط آموزشی در مدارس روستایی برای آموزش بهتر معلمان ، هماهنگی آنها با مسئولان نظام آموزشی ، برای رفع نواقص موجود در روشهای تدریس و رسیدن به حد مطلوب معلم راهنمایانی ماهر و متخصص تربیت نماییم. و با بررسی عملکرد معلمان راهنما، تاثیر آنها را روی بهبود روش تدریس معلمان ارزیابی کنیم، چرا که روش تدریس مهمترین و حساس ترین مقوله برای بهبود و اصلاح فرایند تدریس و آموزش بهتر و مؤثر دانش آموزان در تمام مراحل تدریس می باشد و بدون اجرای آن هیچ برنامه وتغییری در نظام آموزش و پرورش به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.